اعتقاد به حلول در مجامع اهل حق و مسئله تناسخ !!(اعتقاداتی مخالف قرآن و سنت و عقل)

در شاهنامه حقیقت ابیات 767 به بعد در این مورد (اعتقاد به تناسخ )می خوانیم :

اگـر میل داری ز گـلزار حـق          بچینی گـــلهــــــا روق در ورق

بباید کنید عهد با من کـنون          به قامت بپوشید چند جـام و دون

بنـوشید بر کــام زهــر زمان           بگــــردید در دهر در هـر مکان

گهی با گدایان گهی با شـهان           بباشید در دون گردش کنــــان

ز روز ازل تــــا به روز شمار          بپوشـــید جــامه به تن یـک هزار

فرقه اهل حق معتقدند که یک انسان هزار نوبت به این این جهان ورود می کند و در واقع روحش هزار بار در جسم انسانی ها ورود می کند تا تطهیر یابد و آن وقت به سوی خدا عروج کند و البته باید این را بگوییم که معتقدین به دون به دونی و جامه به جامه شدنی از نظر و نگاه قرآنی کاملا در اشتباه و معصیت هستند .

لازم به ذکر مجامع اهل حق معتقدند وقتی خداوند در جسم حلول کرد به همراه او یک زن قدیسه و چند فرشته می آیند .

دورانهای حلول خداوند در لباس انسانی از نظر اهل حق 7 دوره است که تجلی اول خاوندگار یا خداوندگار است ، فرشتگانی که با او آمدند جبرئیل ، میکائیل ، اسرافیل و ازرائیل بودند .

* در اینجا البته مسئله زن قدیسه منتفی می شود !

دوران دوم ، وجود مقدس حضرت علی ابن ابی طالب است ، فرشتگانی که با او آمدند : سلمان ، قمبر ، حضرت محمد ، نصیر و فاطمه سلام الله علیه که آن زن قدیسه است .

دوران سوم ، دوران شاه خوشین بود که فرشتگان همراه او بابا بزرک ، کاکا ردا ، کرفقی و " بابا طاهر همدانی " بودند که زن قدیسه ماما جلاله بود .

دوران چهارم سلطان سهاک به همراه بنیامین ، داوود ، پیر موسی ، مصطفی داوران آمد که زن قدیسه هم خاتون دایراک بود .

دوران پنجم دورانی فردی است به نام " قرمزی " یا " شاه ویس قلی " که با فرشتگانی به نام های کمبری جان ، یاری جان ، یارلی ، شاه سوار آقا ، و قدیسه او هم خانمی است به نام خاتون زدیار .

دوران ششم شخصی بنام " ممد بک " بود که فرشتگان همراه او جمشید بک ، الماس بک ، ابتال بک و پری خان شرط هم آن قدیسه ای بود که همراه ممد بک آمد .

دور هفتم دور فردی بود بنام " خان آتش " که فرشتگانی که همراه او بودند خان جمشید ، خان الماس ، خان ابتان بودند که زن قدیسه هم دوستی خانم بود .

(( اللهمّ ثبّتنا علی الصراط المستقیم))