بي ادبي هاي مولوي

                                     ((بسم الله الرحمن الرحيم )) 

 

یکی دیگر از اشکالات جدی مولوی بد دهانی وی است.

حرفهای رکیک وی چه در آثار وچه در زندگی روزمره انسان را به تعجب وا می دارد.

استفاده از قبیح ترین کلمات در مثنوی انسان را متحیر میکند.کلماتی که برخی از آنها را مردم کوچه وبازار نیز قبیح می دانند واستعمال نمی کنند.

پيامبر در مورد انسان فحاش مي فرمايند:

الفحش من البذاء، والبذاء في النار(فحش از بي شرمي است وانسان بي شرم در آتش است.

آوردن كلمات ركيك ونام اعضاي جنسي مرد وزن بارها در اشعار مثنوي نشانه چيست.

 

به دليل رعايت عفت كلام فقط آدرس ابيات را ذكر مي نمايم.

دفتر پنجم مثنوي (بيت)3390-مثنوي.دفتر پنجم.857.مثنوي دفتر پنجم.1420.

دفتر پنجم.2497.دفتر پنجم.2200.دفتر پنجم.3334

فقط براي روشن شدن اذهان چند بيت از اين صوفي بد دهان را مي نويسم

وي ميگويد:

تا نياري سجده نرهي اي زبون     گر بپيمايي تو مسجد را به ك و ن)دفتر پنجم.۸۵۷

دست زندركرد در شلوار مرد    (اسم آلت مرد).او بر دست زن آسيب كرددفتر پنجم۳۳۳۴

 

 

افلاکی مرید مولوی که در کتاب مناقب العارفین با هزاران حیله سعی کرده مقامات عجیبی برای مولوی بسازد نتوانسته به این امر اعتراف نکند.او می گوید:

مولانا چون از کسی رنجیدی ومکابره اواز حد شدی غیر غر خواهر(فحش ناموسی) نگفتی[1][1]

علامه محمد تقی جعفری در این باره شیرین سخن گفته است :

"البته باید بگوییم که ما مثالهای رکیک او را قبول نداریم و از این جهت متاسفیم. ... اگرچه عده‌ای از فضلا سعی دارند این اشتباه او را تفسیر کنند (بلکه توجیه کنند!)، ولی این شدنی نیست، زیرا ممکن است یک شاعر معمولی از هنر مبتذل استفاده کند تا برای خود جایی در جامعه باز کند، ولی او یک مربی است و نباید چنین باشد. ... بدیهی است که ارزشیابی ما درباره مولوی، از آن جهت ارزش خواهد داشت که اشتباهش را اشتباه بنامیم. اگر چشم ببندیم و همه چیزش را خوب بدانیم، مسلما دروغ است."
(
عوامل جذابیت سخنان مولوی / ص 35

.

[1][1] .مناقب العارفین.ج 1.ص152

به نقل از وبلاگ مولوي پ‍‍ژوهي

-----------------------------------------------اللهم عجل لوليك الفرج ....صلوات

برخی از صفات نکوهیده صوفیان

صفاتی نکوهیده :

اگر کسی در حالات صوفیان این زمان بنگرد به خوبی پی خواهد برد که اینان نیز با سران و بزرگانش در صفات نکوهیده و امور زشت و نا پسند ، مساوی اند آنچه عیان است چه حاجت به بیان است و ما به جهت گاهی و به نحوه گذرا ، بخش هایی کلی را که هر یک از آنان مشمول یک بخش یا دو بخش و بیشتر از آن می گردند ، یاد آور شدو به بیان دوازده بخش بسنده می کنیم :

1- اینان کسانی اند که در اعتقادات یا به تعبیری در اتکا و اعتماد خود نسبت به احادیث رسیده از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بدبین اند به گونه ای که آشکارا به دشمنی با علما و محدثان پرداخته اند یکی از آنان اظهار داشته : من کتاب های چهار گانه حدیث ( تهذیب ، استبصار ، کافی ، من لایحضره الفقیه ) را به یک درهم فروختم و با آن عشقی را خریدم .

2- آنان از حد و مرز خود پا فرا تر نهاده به صراحت هیچ گونه حجیتی  برای احادیث قائل شده اند : احادیث ، افاده علم می کنند نه افاده ظن و عمل به آن ها به هیچ وجه جایز نیست . با این که این سخنان ادعایی بدون دلیل است ، با شرح و اجماع شیعه  نیز مخالفت دارد .

3- این افراد از دانشوران و شرح مقدس بیزاری می جویند و به بهانه های بی پایه و اساس آن را توجیه می کنند و مدعی اند که در برخی امور غیر واجب کوتاهی کرده اند در صورتی که آن چه هوا داران شرح انجام می دهند و مدعب موافقت آن ها  با شرح اند ، این دسته ار صوفیان خواستار مخالفت با آن دستور اتند .

4-  این گروه بیشتر دستورات دین را تاویل و توجیه می کنند و سایر دستورات مجود در کتاب سنت را به ادعای این که از اهل باطن اند ، از معنای ظاهری آن دور می سازند و همین عمل موجب می شود آن چه را خدا حلال کرده حرام و آن چه را خدا حلال کرده حرام و آن چه را حرام نموده ، حلال بشمرند .

5- این دسته معتقد اند تکالیف الهی از خود و امثالشان ساقط شده و بدان تصریح می کنند و برخی از آن ها اظهار می دارند که  : برخی از عبادات را تنها به جهت تقیه انجام  می دهند .

 

 

 

 

برای خواندن بقیه مطالب روی ادامه مطلب کلیک بفرمایید ...

 

 

 

 

 

ادامه نوشته