پندار هاي صوفيّه در مورد بهشت و دوزخ
با يزيد مي گويد : مي خواستم زودتر قيامت بر خاستي تا من خيمه خود بر طرف دوزخ زدمي كه چون دوزخ مرا ببيند نيست شدي تا من سبب راحت خلق باشم.1 .
دوزخ براي گناهكاران و كافران است و هيچ گاه از ترس با يزيد و امثال او نابود و نيست نمي شود ، چنانكه دو بار خداوند در قرآن فرمود :
(( لَاَملَئَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الجِنَّهِ وَ النّاسِ اََجمَعين)).2
معني : حتما و موكّداً دوزخ را از جنّيان و انس ها (ي گناهكار ) پر خواهم كرد .
((يحيي معاذ رازي)) نيز مي گويد : اگر خداي تعالي روز قيامت گويد كه چه چيز خواهي ؟ گويم خداوندا آن خواهم كه مرا به قعر دوزخ فرستي و بفرمايي از بهر من سراپرده هاي آتشين بزنند و در آن سراپرده تختي آتشين بنهد تا چون ما در قعر دوزخ بر سر مملكت نشينيم دستوري فرمايي تا يك نفس بزنيم از آن آتش كه در سر من وديعت نهاده تا مالك را و خزنه دوزخ را با دوزخ ، جمله را به يكبار به كتم عدم برم ، و اگر اين حكايت را از نصّ مسندي خواهي خبر " يا مُومِن فَاِنَّ نورَكَ اَطفَاَ لَهَبي " تمام است . 3
در اين جا به اين نكته بايد توجّه شود كه نور مومن ، آتش هر جهنّمي را خاموش نمي كند ، بلكه آتش كساني را خاموش مي كند كه گناهي اندك داشته باشند و با شفاعت شافعين از جمله شفاعت مومنان از جهنّم بيرون بيايند ، و اگر بگويند كه روايات شفاعت اطلاق دارد و تمام جهنّميان را شامل مي شود ، در پاسخ مي گوييم كه آيات قرآن صريحاً دلالت دارد كه در روز قيامت گروهي در دوزخ مخلّد هستند و هرگز از آن رهايي پيدا نمي كنند ، و با اين آيات صريح ، اطلاق روايات شفاعت مقيّد مي شود ، افزون بر اينكه حديث مزبور دلالت دارد كه نور مومن افراد را –با شرايطي از دوزخ نجات مي بخشد ، امّا هرگز دلالت ندارد كه دوزخ را به كتم عدم بفرستد ، بنا بر اين امكان ندارد دوزخ با نَفَس يك مومن بر چيده شود .
شبلي يك روز چوبي بر دست داشت و هر دو سر آتش در گرفته ، گفتند : چه خواهي كرد ؟ گفت : مي روم تا به يك سر اين دوزخ را بسوزانم و به يك سر بهشت را تا خلق را پرواي خدا پديد آيد . 4
حتّي خود شبلي نيز اين را مي داند كه با آتش او بهشت و جهنّم خدا از ميان نمي رود ، ولي نكته مهمّي كه از اين سخن او به ضرر دين حاصل مي شود اين كه او طالب آنست كه مردم از راه خدا باز مانده و به فساد گرايش پيدا كنند . با اين وصف آنان چگونه خود را عاشقان خدا مي خوانند ؟ !
......................................................................
منابع : 1-تذكره الاولياء . عطّار /ج 1 /ص 130
2- سوره مباركه سجده (32 ) / آيه 13 3- تذكره الاولياء /ج 1/ ص 250 4- همان ، ج 2 ، ص 130
السلام علیک یا مولانا یا صاحب الزمان ...این وبلاگ قصد دارد با ارائه مطالبی عقلی و با کمک گرفتن از براهین عقلی و شرعی اثبات کند که صوفیه مسلمان واقعی نیستند و در هر زمان بنا به لزومات آن زمان نوعی آب و رنگ اسلامی به خود داده اند و همواره قصد داشته اند با تبلیغ مسلک ساختگی خود خدشه ای بر اسلام عزیز و مکتب حقه ی شیعه وارد بکنند .و در طول زمان از صدر اسلام تا کنون بدعت های بسیار وارد کرده اند و بیشترین صدمات را از میان سایر فرقه ها به مسلمین وارد کرده اند لذا به شما خواننده عزیز توصیه می کنیم اولا با کمک گرفتن از عقل خود که نعمتی است بزرگ از جانب خداوند متعال برهان های عقلی و نقلی ارائه شده را مطالعه بفرماییدو بعد خود به قضاوت و داوری بپردازید که این فرقه و زیر مجموعه های آن تا چه حد منحرف هستند! (شما دوست عزیز اگر می خواهید مطالب را به صورت طبقه بندی مشاهده بفرمایید از آرشیو موضوعی واقع در سمت چپ وبلاگ کمک بگیرید )-گروه فرهنگی مذهبی آشنا-