در عصر رسول اكرم (ص) نه تنها نام و نشاني از صوفي و افكار و مرام  ومسلك صوفي گري وجود نداشته بلكه آن حضرت با شعار ((لا رُهبانية في الاسلام))1  بر رياضت كشي و انزواگري، خط بطلان كشيده و اسلام را را دين جهاد و تلاش و مسئوليت مهرفي نموده است. پس از رحلت آن بزرگوار به دليل محروم شدن مردم از نور ولايت و انحراف مسير خلافت، رفته رفته افكار و انديشه هاي نادرست و غير اسلامي ميان مسلمانان راه يافت كه اين خود سبب پديد آمدن عده اي زاهد نما شد كه در زهد و ترك دنيا و گريز از اجتماع به افراط و زياده روي كشيده شدند و در اوائل قرن دوم هجري ابراز وجود نموده و به تدريج آداب و رسومي براي خود ايجاد و نام صوفي بر خويش نهادند و به عبارتي روشن تر، راه خود را به گونه اي از ساير مسلمانان جدا كردند.

زهد و بي رغبتي به دنيا كه درآيات و روايات بر آن تاكيد فراوان شده در اثر بي توجهي و عدم شناخت صحيح آن، مي توانست به افراط و زياده روي انجاميده و به صورت رياضت هاي نامطلوبي جلوه گر شود چنانكه نمونه هايي از ان را در زمان حيات نبي اكرم (ص) و امير مومنان(ع) در سرگذشت معروف عثمان بن مظعون و عاصم بن زياد سراغ داريم كه افراد ياد شده به شدت مورد نكوهش و اعتراض اين بزرگوارن قرار گرفته و خرقه رياضت افكندند.

با نگاهي گذرا به حالات صوفيان اوليّه نظير: حسن بصري، فُضيل بن عياض، محمد بن واسع، مالك بن دينار، حتي سُفيان ثوري كه رسماً صوفي شناخته شده و صوفيان سندِ خرقه به آنان مي رسانند در كتبي چون ((حلية الاولياء و طبقات شعراني و...)) مي بينيم صوفيان اوليّه سخن از بهشت و جهنم بر زبان مر راندند و از فكر و انديشه به صوفي عايي چون بايزيد و حلاّج و شِبلي و مولوي و ... شباهتي نداشته اند با اين كه بنا به روايت منقول  از امام صادق (ع) ابوهاشم كوفي نخستين كسي است كه نام صوفي بر خود نهاد ولي صوفي گري به معناي رايج آن با طرح موضوعاتي چون((حلول و اتّحاد و جذبه و سقوط تكليف و دم زدن از عشق...)) از دوران ذوالنون مصري و سپس بايزيد بسطامي آغاز شد. رموز و اسرار طريقت تصوّف در كتب و نوشتارهاي فراواني تبيين شده كه مي توان از الهي نامه و ديگر سروده هاي عطّار نيشابوري، آثار ثنايي، نوشته هاي عين القضاة همداني، احمد و محمد غزالي به ويژه كتاب ((احياء العلوم)) آثار نجم الدين كبري، كتب خواجه عبدالله انصاري، تاليفات سهرورد، روزبهان شيرازي، قُشيري و ده ها مرشد و پير و صوفي ديگر، افزون بر نوشته هاي محي الدين عربي كه خود را خاتم الاولياء دانسته، يه عنوان فرهنگ مكتب صوفيان نام برد.

پا ورقی : 1) . گوشه نشيني و انزوا در اسلام جايي ندارد.