بسم الله الرحمن الرحیم

*قال  مولانا امیر المومنین علیُ (ع) : هَلَکَ فیَّ رَجُلانِ : مُحِبُّ غال و مُبغِضُ قال ( نهج البلاغه ، حکمت 117 )

*مولای ما امیر المومنین علی (ع) فرمود: دو تن بخاطر من به هلاکت رسیدند : دوست افراط کننده و دشمن دشنام دهنده .

این کلامی که در نهج البلاغه امام علی علیه السلام آمده بینش امام را نسبت به پیدایش گروههای در آینده اسلامی ترسیم و تصویر کرده اند ، امام 2 گروه را درباره خود به قضاوت درباره خویشتن اهل هلاکت خواند ، گروهی که در حق امام علیه السلام کوتاه آمدند ، آنانیکه آنچه را که امام از فضائل داراست بیان نکردند و کتمان کردند و منکر فضائل و مناقبی که خداوند در امام نهاده بود شدند ، عده ای هم در این جهت قضیه که در مورد حضرت علی علیه السلام دچار افراط شدند و آنچه  را که در حد امام نبود به ایشان نسبت دادند .

شاخصه گروه اول این است که در مورد شخصیّت امام ،کوتاه آمدند و شاخصه گروه دوم این است که راه افراط را در پیش گرفتند ، مصداق عینی گروه اول وهابیون و مصداق گروه دوم انواع فِرَق صوفیه هستند .(و خصوصا فرقه مورد بحث ما یعنی اهل حق ،یارسان یا علی اللهی ها )

در این قسمت می خواهیم یکی از افراطیون صوفی را که در میان مردم بسیار معروفند را معرفی و دست به نقدشان ببریم .

این فرقه بنام فرقه " اهل حق " یا " علی اللهی "  در اذهان مردم آشناست و این فرقه نام دیگری دارد که خود معتقدان به این فرقه این نام را بر خود انتخاب کرده اند به نام " فرقه یارسان " که این عبارت کوتاه نوشت یارستان است که یار به معنای خدا و رستان هم به معنای طرفداران است و در مجموع به معنی " یاران خدا " در بین خود معروفند .

مشخصات این فرقه از این قرار است که 99 درصد آنها نمی دانند که به  چه چیز معتقدند !، از نظر اجتماعی افرادی دارای خلق و خویی سالم و از نوع افراد زحمت کشند ولی عمده مشکل اینان بحث اعتقادات و کمی اطلاعاتشان در مورد مرام و مسلک شان است .

*حال برای بررسی تاریخچه این فرقه به سراغ منابع مکتوب بزرگان این فرقه  می رویم :

از مهمترین کتاب فرقه اهل حق کتابی است به نام " شاهنامه حقیقت " که این کتاب به صورت شعر بر وزن اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی سروده شده ، عمده عقاید اها حق را می توان در این کتاب یافت ، کتاب فوق تقریبا دارای 15600 بیت شعر است که توسط " حاج نعمت الله جبحون آبادی " به رشته تحریر درآمده ، حاج نعمت الله جیحون آبادی پدر آقای " نور علی الهی " است که او این فرقه را در طی سالهای اخیر زنده کرد ، نور علی الهی در اوایل انقلاب شکوهمند اسلامی از دنیا رفت که مقبره او حوالی کرج است البته او اصالتا اهل کرمانشاه بود و قبل از انقلاب در لباس وکالت مشغول به کار بوده که گویا قبل از انقلاب هم بازنشسته می شوند ، او هم مانند پدرش صاحب تالیفاتی است که در طول مطالب متعرض آنها خواهیم شد .

از مشخصات کتاب شاهنامه حقیقت ، این است که سُراینده کسی دیگر بود ولی نویسنده کس دیگر ! چون نور علی الهی می گوید : پدر من راه می رفت ارتجالا این اشعار را می سرود من می نوشتم !

نور علی الهی صاحب 2 کتاب بنام " برهان الحق " و "  آثار الحق " است که کتاب آثار الحق حاوی مطالبی است که آقای نورعلی الهی در جلسات خصوصی بین خود معتقدان ایراد می کرده و او مطالبی را که به صورت عام برای مردم عنوان می کرده در این کتاب به گونه ای دیگر بیان کرده است ! این کتاب دارای 2 جلد است که توسط فرزند نور علی الهی آقای " بهرام الهی " که در خارج از کشور مشغول طبابت هستند به رشته تحریر در آمد .

کتاب " نور علی الهی " که نویسنده آن خود نور علی الهی است ، در سال 1342 به صورت عموم چاپ شده و دارای انشار عام بوده ، لذا مطالبی که در این کتاب مطرح است آنهایی نیستند که در کتاب آثار الحق آمده اند ! او خود و مرام و مسلکش را در این کتاب به گونه ای که برای عوام خوش بینانه باشد به نگارش در آورده و از این طریق خواسته اندیشه های منفی مردم را نسبت به اعتقاداتشان ،وارونه نشان دهد و بگوید که مردم در مورد ما در اشتباه هستند !

  نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 11:37  توسط گروه آشنا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM